156.خاله تهمین
دیروز با خاله هانی و خاله تهمین قرار گذاشتیم که امروز بریم مزون تائیس جون که خاله هانی ما رو پیچوند:دی ولی من و تهمین رفتیم ... تهمین رو دفعه ی اول بود میدیدم و بسیار مشعوف شدم:*
رفتیم مزون ... جاش خیلی کوچولو بود و لباس خیلی زیاد بود ... باید بدون بچه رفت که همه چی رو بریزی به هم و انتخاب کنی:) منم که بچه م خوابش میومد و غرغرو شده بود اساسی:( حتی بغل تهمین هم نرفت! دیگه فقط سفارشای خودمو گرفتم البته بادی هم گرفتم ... تائیس جون برامون کفش هم نیاورده بود:(
اینم از خریدات از تائیس جون:) مبارکت باشه مامانی:*



اینم برای آنیتا خریدم که در حال تفکرم که برای خودت برش دارم:دی

ناهار هم رفتیم BBQ که خاله لیلا هی ازش تعریف میکرد:) خوشمزه بود:)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


156.خاله تهمین
